نقد و نظر در وبلاگ ها و وبسایت ها
در نقد و نظر و کار فرهنگی یکی از مسایلی که پیوسته انسان را رنج میدهد، برخورد و تقابل با انسانهای بی منطق و بی شعور است. آنها دو پای را در یک موزه نموده و تا قاف قیامت به موقف خود پافشاری میکنند.
مطلبی را در خصوص بی تدبیری نقادان و نظردهنده گان چندی پیش در وبلاگ فصلنامه سخن نو به نشر سپردم که اکنون در این صفحه نیز تقدیم شما میکنم.
--
متاسفانه در این اواخر شاهد خواندن نظراتی بودیم که بی شعوری و بی تدبیری از سر و صورتش نجوا میکشید. اکثر این اشخاص به قول معروف "عقل شان در چشم شان" می باشد، چون مطالبی که واقعاً نیاز به نقد و نظر دارد را نقد ننموده و بلامعطل اگر عکسی قرار دهی، آنرا دیده و به زودی ابراز نظر میکنند. نمیگوییم این کار بد است ولی نظر دادن و نقد کردن یک سلسله قواعد و معیار دارد. ما نمیتوانیم به بهانه نظر هرچه دلمان خواست حواله کنیم و بعضاً وقتی پای تدبیر در میان نبود، ذهنگرایی های فردی و عقده های شخصی بر منطق و خرد اولیت یافته و گفتگو و عقلانیت در طاق بالا قرار میگیرد. تعریفی که ما از نظر دهی داریم تواُم با دانش و خردورزی است. یعنی در تعریف ما به هر فحاشی و عوعو کردن نظر نامیده نمیشود. نظری که ارایه میگردد فقط پیرامون محتوای مطلب میتواند باشد، نظر و یا نظراتی که وارد حریم شخصی اشخاص میشود قانوناً افترا و توهین تلقی میشود و خلاف اصول اخلاق و فرهنگی هر اهل ادب است.
بدبختانه ما مردم عادت داریم که پیش از انکه بخوانیم چه نوشته، میخوانیم که کی نوشته. اگر با نویسنده به علل و عوامل شخصی اختلاف داشتیم، بلامعطل باپیش فرض منفی شروع به خواندن نموده و تا آخرا نوشته بجای اینکه به محتوا و مفهوم موضوع بیندیشیم، در صدد منفی بافی ها هستیم. در آخرین پست بجای که خواننده محترم (لیاقت علی رها و رضایی) روی هنر هنرمند مستعد نقدی و نظری داشته باشد، بی شرمانه وارد حریم شخصی افراد شده و شخصیت پوچ خویش را به نمایش میگذارد. میگویند "دریا از چل چل سگ مردار نمیشود"، شخصیت ساحل از چرندیات خواندن شما هرگز صدمه نخواهم دید، بلکه چهره سیاه شما سیاه تر خواهم شد.
---
یک سال قبل نیز با همین مشکل برخوردیم که در آن برهه نیز من مطلبی مختصری را تحریر داشته، خدمت خواننده گان عرضه نمودم. نقل مجدد آن مطلب:
"چندی است دوستان ما در نظر دهی اغلباً به جای اینکه به نورستان روند، راه تاریکستان را پیش میگیرند. این نوع اشتباه نه تنها برای صاحب اثر ضیانبار است بلکه نشاندهنده بی سروسامانی فکری نقاد نیز هست. شاید کم و بیش اکثریها در کار نقد دچار یک تناقض باشند و آن ارجعیت دیدگاه عجولانه و عقده وی بر پندار آراسته از منطق و دانش می باشد. ولی یک ناقد به معنی اصلی کلمه هیچگاه بدون سلاح منطق و استدلال در میدان نقد و نظر حاضر نمیگردد.
مشکلات در نقد دهی دوستان در چند مورد به تاریکستان منتهی میگردد:
1 - پنهان بودن چهره نقاد، که در حقیقت نشاندهندهء عدم اعتماد به نفس نقاد است که البته این به معنی سرکوب نمودن کسانی نیست که از نام مستعار استفاده میجویند و پیوسته تحت همان نام نظر میدهند، و نظرات شان به تمام معنی منطقی می باشد نه اهانت و توهین.
2 - دخالت صریح میل ، علایق و سلایق شخصی نقاد در نقدش
3 - نقد کردن کیستی بجای چیستی -- اکثراً در زمان نقد اثر بجای اینکه در محتوا داخل شده و چون و چرا های مطلب را نقد کند، به سراغ نویسنده میرود و کیستی او را به نقد میگیرد. از یک ناقد ورود به حیطهء زندگی شخصی و اخلاقی صاحب اثر بعید است. مثلاً مهمان به جای اینکه نوشته و اثر را نقد کند، سراغ صاحب اثر رفته و چند جمله ای کاملاً نا مناسب تقدیم صاحب اثر میکند و صریحاً وانمود می نماید که از کسانی است که عقده شخصی با صاحب اثر دارد نه اینکه مشکلی با خود اثر.
امیدوارم در نقد دهی هرچه بیشتر از عناصری چون منطق، استدلال، خرد و دانش استفاده جوییم تا باشد که در کاویدن خامیها و کمی و کاستی های نوشته های همدیگر بهتر راه یابیم و به شکل شایسته تر در عرصه خردورزی عرض و جود کنیم."