محرم امسال: مجالی برای دردها
محرم باز از راه فرا رسید. مثل هر سالی دیگر امسال نیز شورش و نوحه و عزا و ماتم است. اهالی شهر ادیلید در قطب جنوب زمین نیز با سایرین و رهروان قافله عزا و ماتم همراه است.

جالب به نظر میرسد که سیر و سلوک جامعه میزبان مشخصاْ در قسمت فراگیر بودن خردورزی و تعقل در کارهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی، به اندازه خیلی اندک هم نتوانسته در باورهای سنتی جامعه مهمان(یعنی جامعه ما) تاُثیر بگذارد. در حالیکه در طرز و روش زندگی مادی جامعه کاملاْ تاثیر گذار بوده است.
اگر نفس و روح پدیدهُ بنام زندگی را به دو بخش بیرونی (لباس، رفتار و کردار روزمره، خوردن و آشامیدن، کار کردن، و غیره) و درونی(اخلاق، باورهای ذهنی،تفکر و تعقل یا خردورزی، و غیره) تقسیم کنیم، به سادگی موضوع تاثیر پذیری و تاثیر گذاری مردم و جامعه مان را در آسترالیا، میتوان تحلیل و بررسی کرد.
تجربه هایی زندگی در طول چند سال حاکی از آنست که مردم ما در عینیت خود را تا حدی بسیار زیاد با روند و روش زندگی در خانه ی جدید شان وفق داده اند. این را میتوان در شریک بودن و سهیم بودن شان در فرهنگ مصرف پرستی، در نوع لباس، در کار تولید برای مصرف و غیره امورات روزمره، به وضاحت مشاهده کرد. ولی آنچه را که ما و هموطنان ما قادر به تعامل با آن نبوده ایم "ذهنیت" است. ذهنیت جامعه هنوز همان است که یک دهه قبل بود، مصداق داعیه مذکور را میتوان به صورت آشکارا در تجلیلات و بزرگداشت ها و مجالس و محافل مختلف مذهبی و ملی، مشاهده کرد. به عنوان نمونه برگزاری محرم امسال که نمای از برگزاری محرم در دو دهه پیش بود. اینجاست که می بینیم ذهنیت جامعه همچنان در حالت رکود باقیست و یا هم تلاش دارد که روز به روز قافله سنت را به طرف تاریخ سوق دهد. منظور از تاریخ همانا گذشته ایست که انسان باید از آن درس و عبرت گرفت.
برگزاری محرم در ادیلید، امسال شاهد تناقضات و نواقصی بسیار آشکارا بود. به عنوان نمونه چند تا از این نواقص در ذیل بیان میگردد:
۱- برگشت به گذشته:
یعنی برگزاری محرم پارسال تا جایی متنوع تر از سالهای قبل و خرد پسندانه تر بود. ولی به جایی اینکه مدل و سبک سال گذشته را با رفع عیوبی که داشت، امسال دنبال کنند، و یک قدم جلوتر به سوی عقلانیت بگذارند، ده قدم به عقب رفتند و محرم را به سبک یک ده قبل برگزار کردند.
۲- تناقض در کردار و گفتار:
عملاْ در سالونی که امسال محرم برگزار شده بود، مثل هر سال دیگر جای زنانه و مردانه را از هم جدا ترتیب داده بودند. تا مبادا مردی چهرهُ زنی را ببیند و یا زنی چهرهُ مردی را، که در گفتار همین را میگویند. ولی تناقض در کردار است. چنانچه در اول نوشتار اشاره گردید، ما در عینیت بسیار خوب خود را با جامعه ی آسترالیا عیار ساخته ایم، برخورداری از وسایل فن آوری چون تلویزیون و دوربین های عکس برداری و فلم برداری دیجیتال، یکی از نمونه های توافق است. ولی آنچه در اینجا قابل تاُمل است استفاده از این وسایل در ایام محرم و آنهم به خاطر مخلوط کاری که تناقض در کردار و گفتار ایجاد میکند می باشد. باگرفتن پرده در بین سالون زنان و مردان عملاْ از هم جدا بودند ولی در حقیقت فقط مردان بود که از زنان جدا بود در حالیکه با استفاده از تلویزیونی بسیار بزرگ و وصل آن با دوربین های فلمبرداری هر آنجه که در مجلس مردان صورت میگرفت به صورت مستقیم فلمبرداری شده و آنرا زنان میدیدند.
این قوم بی سرنوشت مثل کوران کرده کشت
جو و گندم و شخل مخلوط کاری را ببین
پس وقتی که شما و حرکات شما برای زنان مَحّرم است و هر آنچه را که شما می کنید آنها می بینند، چرا به آنها حق نمیدهید که هیکل های مبارک تان را با چشمان پر گناه بصورت ظاهری ببینند تا از طریق تلویزیون؟ یا شاید شما نشان میدهید که از تکنولوجی خیلی خوب برخوردار هستید؟
۳- زنان به عنوان مشاهده کننده گان و گریه کننده گان:
مثل همیشه زنان مثل کالبد ها باید در محفل شرکت میکرذند و سراپا گوش به سخنان مردان میدادند. سوال کلیدی اینجاست:
مگر زینب ناطق و مبلغ فلسفه ی قیام امام حسین، زن نبود؟
آیا ادعا نمیکنند که قیام امام بدون ارشادات و سخنرانی های زینب نا تمام می ماند؟
اگر جواب مثبت است که مسلماْ هم مثبت می باشد، پس چرا زنان در این زمان و در این مقطع بسیار حساس تاریخ هیچگونه نقشی ندارند؟ به جز گریه کردن...؟؟؟ آیا ایراد سخنرانی در مورد فلسفه، درس ها و آموزها، و ویژگیهای قیام امام حسینی به مردان میراث مانده است و زنان از این حق تا ابد محروم اند؟
اینها سوالاتی بود که در کویر ذهنم مرا می فشارد و چنان شد تا درد دلم را با قلم و کاغذ بگویم و اینجا در این صفحه با شما خوبان در میان گذارم.

